نفوذی (1389)

  • احمد کاوری
  • 82 ص
  • آرشیو سیمافیلم

روز – خارجی – مرز (محل تبادل اسرا) / در اطراف مرز ماشین های شخصی و نظامی ایستانده اند. استقبال کنندگان تنها یا گله گله درجای جای مرز ایستاده یا در رفت وآمدند. از مردم که درحالت انتظار به سر می برند ، می گذریم و به ماشین ضد گلوله می رسیم که یوسف (50 ساله) و مجتبی (30 ساله) درون آن نشسته اند و چشم به جمعیت و ورودی مرز دارند ، ولوله ای در جمعیت می افتد و همه به طرف نگهبان هایی که اطراف مرز را گرفته اند هجوم می برند. مجتبی : مثل اینکه اومد آقا یوسف./ هر دوپیاده می شوند و به اتوبوس که از ردیف نگهبان ها عبور می کند، چشم می دوزند، استقبال کنندگان همراه اتوبوس جلو می آیند، اتوبوس می ایستد.یک نظامی پیاده شده و پشت سرش چند اسیر ایرانی با چهره هایی شکسته پیاده می شوند. مردم آنها را در آغوش می گیرند و می برند. از نگاه یوسف و مجتبی تک تک اسرا را از نظر می گذرانیم . آن دو انگار منتظر شخص خاصی هستند. اطراف اتوبوس خلوت تر شده است. یوسف با دیدن شخص مورد نظر ، قدمی به جلو بر می دارد و به مجتبی رو می کند./ یوسف : انگار خودشه / مردی حدودا 45 ساله که چهره ی شکسته اش او را پیرتر نشان می دهد روی رکاب اتوبوس ایستاده است. هیچ کس اطراف او دیده نمی شود. یوسف و مجتبی به طرف اش می روند. جمعیت را می شکافند و کنارش قرار می گیرند.

  • : 251

این صفحه را به دوستان خود معرفی کنید

بيشتر