بهانه های عاشقی

  • صادق کرمیار
  • صداوسیما. سیمافیلم
  • 46ص
  • ایرج مرادی
  • سفر به بی نهایت
  • آرشیو سیمافیلم
  • صادق کرمیار

(روز – خارجی – خیابان) فرزین و بهنام و شهرام در ماشین مدل بالا نشسته اند و در خیابان ویراژ می دهند. بهنام پشت فرمان است. صدای ضبط ماشین همه خیابان را پر کرده است . وارد خیابان بعدی می شوند. (ادامه –داخلی – ماشین ) فرزین کنار بهنام نشسته و شهرام روی صندلی عقب مشغول ور رفتن با مواد منفجره است. فرزین می بیند که کمی جلوتر مردی میانسال قصد دارد از خیابان عبور کند. فرزین : بچه ها یه حال ساده .... شهرام آقا رو داشته باش! بهنام جلو پای مرد توقف می کند. (ادامه – خارجی – خیابان) مرد می ترسد . فرزین سر از ماشین بیرون می برد و رو به مرد می کند. فرزین : آقا ببخشید خیابون هشتم چندم می شه؟ مرد با صدای بلند پخش ماشین، حرف فرزین را نمی شنود. مرد: چی؟ فرزین: عرض کردم چن شنبه هشتم می شه اگه چارتا خیابون جلوتر دست راست کجاس؟ در همین حال که مرد به پرت و پلاهای فرزین فکر می کند، شهرام از شیشه عقب دینامیتی پشت پای مرد می اندازد. شهرام : برو! بهنام سریع به راه می افتد. مرد که با تاسف برای آن ها سر تکان می دهد، ناگهان با انفجار دینامیت ، از جا می پرد.

  • : 201

این صفحه را به دوستان خود معرفی کنید

بيشتر