داستان های ناتمام دنیا

  • صادق پروین آشتیانی
  • صداوسیما. سیما فیلم. گروه اجتماعی ؛ موسسه تولید فیلم آفتاب نگاران
  • 53 ص
  • محمدرضا تخت کشیان
  • مجتبی وحیدی
  • کتابخانه سیما فیلم
  • صادق پروین آشتیانی

صبح زود، خارجی، فراز شهر تهران : شهر آرام و ساکت است و هنوز جنب وجوش روزانه آغاز نشده است ... خورشید صبح گاهی از مشرق در حالا بالا آمدن است... تنها ازدور و نزدیک صدای غار غار کلاغ ها به گوش می رسد / صبح زود، خارجی، خانه ای ویلایی و نسبتا بزرگ : خانه ای نسبتا بزرگ و ویلایی در سکوت سحرگاهی شهر ... لحظه ای بعد صدای آزار دهنده ی زنگ تلفن و متعاقب آن صدای جیغ زنی در سکوت صبح خانه به گوش می رسد... / صبح زود، خارجی، خیابانی خلوت : خیابان خلوت است و رفت و آمدی در آن دیده نمی شود... لحظه ای بعد آمبولانسی درخیابان حرکت کرده و با عبور آن برگ های روی زمین متلاطم می شوند... / صبح زود، داخلی،خانه ی نادرحاتم : در اتاقی بزرگ، نادر حاتم روی تخت خواب مجلل خود افتاده و یک پزشک در حال معاینه ی او و تشخیص زنده بودن یا نبودن اوست... ابتدا با سوزنی به کف پای او کشیده، سپس نبض او را آزمایش کرده و در انتها با چراغی کوچک، مردمک چشمان حاتم را بررسی می کند... لحظه ای بعد، سری به علامت تاسف تکان داده و از کنار حاتم بلند می شود.. ناصر حاتم، پسر بزرگ تر و نریمان پسر کوچکتر با نگرانی به پزشک نگاه می کنند... پزشک اورژانس برگه ای را نوشته و امضا کرده و سپس پتو یا ملحفه را روی صورت نادر حاتم می کشد...

  • : 128

این صفحه را به دوستان خود معرفی کنید

بيشتر