ضمانت مهتاب (1391)

  • سعید دولتخانی
  • صداوسیما. شبکه سه سیما. گروه فیلم و سریال
  • 74 ص
  • محمدرضا شفیعی
  • نیمه شب
  • موسسه فرهنگی هنری وصف صبا
  • کتابخانه شبکه سه سیما

دختر جوانی به نام سمانه، در شبی بارانی با ماشینی تصادف کرده و دچار مرگ مغزی می شود. راننده جوان هم که علیرضا نام دارد، صحنه ی تصادف را ترک و متواری می شود. خانواده ی سمانه، قلب دخترشان را به دختری به نام مهتاب اهدا کرده و پرونده ی زندگی سمانه با این اهدا بسته می شود. اما پرونده تصادف باز می ماند. مهتاب، شادمان از تولدی دوباره به قصد تشکر و سپاسگذاری تصمیم می گیرد که به خانه ی سمانه برود. اما هیچ آدرسی جز مزارش ندارد. به محض مرخصی از بیمارستان، مهتاب به بهشت زهرا رفته تا هم سمانه را زیارت کند و هم بلکه آشنایی از خانواده ی سمانه پیدا کند تا از طریق او به ادرس خانه سمانه برسد. مهتاب سر خاک سمانه، با علیرضا – همان راننده متواری – رو به رو می شود که دزدانه به بهشت زهرا آمده و نادمانه اشک می ریزد. مهتاب که گمان می کند علیرضا با توجه به حال زارش حتما نسبت نزدیکی با سمانه دارد، درباره ی نسبت علیرضا با سمانه سوال می کند. علیرضا می گوید که سمانه دوستم بود و سریع می رود. رفتار مشکوک علیرضا باعث می شود که مهتاب او را تعقیب کند.در این تعقیب ، مهتاب می بیند که علیرضا به محل کارش می رود و تسویه می کند . دو بلیت قطار برای مشهد می گیرد. به آسایشگاه معلولین می رود و آقا ابراهیم – پدرمعلولش – را به آنجا می سپاد و بعد به خانه ای در شمال شهر می رود. اما هر چه سعی می کند به داخل خانه برود نمی تواند و می رود. مهتاب اعلامیه ی سمانه را بر درخانه دیده و اینگونه خانه ی سمانه را پیدا می کند و در این فکر که علیرضا چرا به داخل خانه نرفت و چرا انقدر مشکوک بود....

  • : 110

این صفحه را به دوستان خود معرفی کنید

بيشتر