زبان ماشینی: Machine Language

زبان مصنوعی برای برقرار كردن رابطه مستقیم از راه عملیات فنی كامپیوتر.

مجله: Magazine

نشریه ای با عنوان مشخص که به صورت شماره ها یا جزوه های پیاپی با فاصله زمانی منظم برای مدت نامحدود منتشر می شود و حاوی مقالاتی درباره موضوعهای مختلف از نویسندگان مختلف است. مجله ممکن است برای عامه مردم تهیه شود و یا اختصاص به موضوع خاص یا گروه معینی داشته باشد.

نوار مغناطیسی: Magnetic tape

نوار پلاستیكی كه با اكسید آهن مغناطیسی پوشیده شده است و برای ذخیره اطلاعات به كار می رود، این نوارها بر حسب نوع دارای تعداد متعددی شیار (Track) است و اطلاعات در این شیارها ضبط می شود. یكی از انواع نوارهای مغناطیسی نوار ضبط صوت است.

نوار مغناطیسی: Magnetic tape

نوار مغناطیسی یكی دیگر از مواد شنیداری است كه ضبط و پخش در آن به شیوه آنالوگ انجام می پذیرد.

نوار مغناطیسی: Magnetic tape

نواری پلاستیکی (دی استات پلی استریا p.v.c) که با ماده ای مغناطیسی مثل اکسید آهن پوشانده شده است. عرض نوار استاندارد یک چهارم اینچ می باشد.

برگه مادر: Main card

یك شناسه كامل معمولاً بر حسب نام پدیدآور حاوی كلیه اطلاعات لازم برای مشخص ساختن كامل یك اثر. برگه مادر شامل پنج بخش به شرح زیر است كه هر كدام از این بخش ها مربوط به اطلاعات خاصی می باشند. 1- سرشناسه، كه معمولاً پدیدآورنده یك اثر است. 2- عنوان، كه اثر را از سایر آثار متمایز می كند. 3- مشخصات انتشار، كه مكان نشر، نام ناشر و تاریخ نشر را تعیین می كند. 4- مشخصات ظاهری كه تركیب فیزیكی اثر مثلاً تعداد صفحات، جلد، تصویر یا سایر مشخصات را می دهد. 5- یادداشت ها كه شامل اطلاعات كتابشناختی اضافی است. این فهرستبرگه شامل پی نمای تمام شناسه هایی است كه بوسیله هر یك می توان اثر مورد نظر را پیدا كرد و نیز سایر برگه های كتاب بر اساس این برگه تهیه می شود. برگه ای كه به منزله برگه مادر بكار می رود ممكن است علاوه بر این دارای ارجاعهای وابسته و مطالب دیگر مربوط به اثر نیز می باشد.

برگه مادر: Main card

برگه مادر یا برگه سرشناسه حاوی همه مشخصات ماده آرشیوی است و بقیه برگه ها از روی آن ساخته می شود.

رده اصلی: Main class

در طرح های رده بندی عمومی، زمینه های مجزایی از دانش که با هم هماهنگ شده و همه زمینه های موضوعی را در بر می گیرند.

رده اصلی: Main class

تقسیمات اصلی در طرح رده بندی، به عنوان مثال در رده بندی دیویی : كلیات، فلسفه، دین، علوم اجتماعی و غیره. یا در رده بندی براون به نام Subject Classification : ماده، زندگی، ذهن، مدرك. رده های اصلی سپس به بخش ها و زیربخش ها و تقسیمات جزئی تر تقسیم می شود. هر تقسیم جزئی به تدریج خرد شده و رده های جدید بسیار خاص را تشكیل می دهند.

سرشناسه: Main entry

سرشناسه عبارت است از عنصر اصلی كه اثر توسط آن به آسانی شناخته می شود. این عنصر معمولاً پدیدآورنده اثر (اعم از نویسنده و تنالگان) یا در صورت نداشتن پدیدآورنده، عنوان اثر خواهد بود. سرشناسه از شناسه های افزوده كه در پی نما ظاهر می شوند متمایز است. و در اولین سطر برگه مادر قرار می گیرد. به آن "معرف اصلی" هم گفته می شود.

سرعنوان اصلی: Main heading

اصطلاحی كه گاه برای بخش اصلی سرعنوان در مقابل بخش فرعی آن به كار می رود. در فهرست نویسی آن قسمت از سرعنوان است كه تقسیمات فرعی با خط تیره به آن متصل می شود.

موضوع اصلی: Main Subject

یك كتاب درباره چندین موضوع باشد یا فهرستنویس یا كسی كه آن را رده بندی می كند، نیاز داشته باشد از موضوعهای فرعی تر به موضوع مهمتر ارجاع بدهد. موضوعی كه در ارجحیت است و موضوعات دیگر به آن ارجاع شده است، موضوع اصلی نام دارد.

عنوان اصلی: Main title

آن بخش از عنوان که قبل از عنوان فرعی یا عنوان برابر می آید.

دستنامه: Manual

کتاب فشرده ای که به اختصار نکات اصلی موضوعی را مورد بحث قرار دهد.

نظام دستی: Manual System

به آن نوع از نظام آماده سازی داده ها و اطلاعات گفته می شود كه به تجهیزات كامپیوتری و وسایل ماشینی مجهز نباشد و كارها در آن با دست انجام بگیرد.

نقشه: Map

نشان دادن یک قسمت یا تمام سطح زمین یا یکی از اجرام سماوی بر سطح مسطح به قسمتی که هر نقطه در رسم مطابق با موضوع جغرافیایی یا سماوی باشد. نقشه ممکن است مربوط به یک شهر، دهکده یا منطقه کوچکتری باشد. در فهرستنویسی، نقشه های افسانه ای نیز نقشه به حساب می آید. عکس های هوایی و نقشه های دیگر به عنوان تصویر یا لوحه به حساب می آید.

جای نقشه( نقشه دان): Map drawing desk

جنس قفسه نقشه (نقشه دان) از چوب یا فلز است. هر كتابخانه بر حسب نیاز خود نقشه دان بزرگ و یا كوچك انتخاب می كند. كشوهای نقشه دان روی چرخ های مخصوص حركت می كنند تا استفاده از نقشه ها تسهیل گردد. هر كشو دارای دستگیره و محل الصاق راهنمای نقشه است.

مارك: MARC (Machine Readable Catalog Project)

نظامی كه نخستین بار در آمریكا توسط كتابخانه كنگره بوجود آمد تا سازماندهی و اشاعه اطلاعات كتابشناختی ماشینی برای ثبت در كتاب شناسی های ملی یا محلی را بقصد دكومانتاسیون، میسر سازد و اطلاعات موضوعی آن شامل شماره های دیویی، رده بندی کتابخانه کنگره و سرعنوانهای موضوعی کنگره است.

آسیب دیدگی حاشیه و سوراخ های فیلم: Margin Corration and Film Perforation*

آسیب دیدگی حاشیه فیلم اغلب حاصل نمایش دادن فیلم است. این آسیب دیدگی در قسمتهای اولیه فیلم بیشتر است. زیرا عموماً قرار دادن ابتدای فیلم در پروژكتور به طور نادرست صورت می گیرد. اگر با ذره بین فیلم را بررسی كنیم، اغلب ترك خوردگیها و لب پریدگیها دیده می شود. خرابی حاشیه فیلم اگر به موقع اصلاح و تعمیر نشود موجب خرابی بیشتر و پارگی آن می شود.

عطف نویسی: Marking

بر حسب نوع مواد دیداری و شنیداری از برچسب های مورد استفاده کتاب (یا برچسب های ویدئوکاست، کاست های صدا و دیسک کامپیوتری که همراه آن فروخته می شود) استفاده می شود در برچسب عطف، شماره راهنمای ماده و در برچسب روی ماده، شماره راهنما و عنوان ماده درج می شود.

عطف نویسی: Marking

گذاشتن نشانه بازیابی روی عطف کتابها یا سایر مواد کتابخانه.

فیلم اصلی: Master print

فیلمی كه از روی آن فیلم منفی چاپ می شود.

نوار مادر: Master Tape

به نوار اصلی ویدیو گفته می شود.

نوار مادر: Master Tape

نوار مغناطیسی صدایی که برنامه یا موسیقی روی آن ضبط می شود و برای تکثیر و ایجاد کپی های مکرر باید از آن استفاده کرد.

مینی دیسك: MD : Mini Disc

نوعی لوح فشرده ویژه برای ذخیره سازی صدای دیجیتال که از فشرده سازی اطلاعات برای کاهش حجم اطلاعات استفاده می کند.

برگه عضویت: Membership card

برگه موقتی كه برای استفاده كننده از كتابخانه [یا آرشیو] بمدتی كوتاه و معلوم صادر می گردد و مشخصات شخص استفاده كننده بر روی آن نوشته می شود.

ریز فیش (میكروفیش) یا فیلم برگه: Micro fiche

نوعی میکروفرم (ریز شکل) فیلمی که صفحات نوشتاری و تصویری، که از طریق عکاسی به ابعاد کوچک تبدیل شده اند، بر آن ثبت شده است. ابعاد فیلم ها 24/15× 10/16 سانتی متر است و قابی از 14×7 صفحه را در خود جای می دهد. خواندن فیلم برگه با استفاده از فیلم برگه خوان امکان پذیر است و هر بار یک قاب خوانده می شود.

میكرو فیلم: Micro Film

عكسبرداری ذره بینی مثبت یا منفی روی فیلم این اصطلاح معمولاً به یك ورق فیلم یا یك نوار طویل یا یك حلقه فیلم شانزده میلیمتری یا 35 میلیمتری یا حتی 70 میلیمتری كه روی آن یك سلسله عكسهای ذره بینی باشد اطلاق می گردد. طول میكروفیلم ممكن است بین 100 تا 2 هزار پا باشد. علاوه بر فیلم بصورت حلقه ای، فیلم را در قطعات معمولاً 16 یا 35 میلیمتری كه طول آن بین یك تا سه اینچ است نیز نگه می دارند و به آن «تك فیلم» (Unit System) می گویند. نوع دیگر سیستم ماتریس (Matrix System) است كه تصاویر ریز شده به صورت دو بعدی روی یك ورقه فیلم به قطع 6×6 یا 8×8 اینچ قرار گرفته. و برای خواندن و استفاده کردن از میکروفیلم دستگاههای مخصوص لازم است که جدیدترین آنها به دستگاه چاپ و تکثیر نیز مجهز است.

ریز فیلم خوان، میكروفیلم خوان: Micro film reades

وسیله نوری برای تابانیدن نور به ریز فیلم و ایجاد تصویری بزرگ و خوانا به صفحه نمایش.

میكروفیش: Microfiche

یك برگه مسطح فیلم كه استاندارد آن 148×105 میلی متر (6×4 اینچ) و 125×75 میلی متر (5×3 اینچ) است. در بالای میكروفیش شناسه یا عنوان به نحوی كه قابل خواندن با چشم باشد ثبت شده است ولی متن مدرك میكروفیش شده فقط با میكروفیش خوان (Microfiche Reader) قابل خواندن است. میكروفیش ها ممكن است مثبت (Positive) یا منفی (Negave) باشند. میكروفیش هایی را كه به حالت عمودی ذخیره می كنند معمولا درون درون پاکت می گذارند تا آسیب نبیند. در صورتی كه این پاكت ها شفاف باشد، برای استفاده لازم نیست هر بار میكروفیش از روكش جدا شود.

میكروفرم: Microform

ریز شده مواد چاپی یا گرافیكی بنحوی كه با چشم و بدون وسایلی كه آن را بزرگ كند قابل استفاده نباشد میكروفرم دارای انواع زیر است : برگه های روزنه دار، میكروفیلم، میكروفیش و میكرواپك.

میكسر: Mixer

دستگاهی که چندین سیگنال ورودی را با هم ترکیب یا جمع کرده و به صورت یک یا چند خروجی تحویل می دهد. ضمن اینکه به وسیله مدارهای الکترونیکی گوناگون امکان انجام انواع کنترل های کیفی و کمی بر روی سیگنال های ورودی یا خروجی وجود دارد.

مدم: Modem

علامت اختصاری Modulator Demodulator دستگاهی كه پالس های رقمی یك كامپیوتر را به علایم قیاسی انتقال تلفن و علایم قیاسی تلفن را به پالس های رقمی قابل درك توسط كامپیوتر تبدیل می كند. این دستگاه قابلیت های مخابراتی میان تجهیزات كامپیوتری و وسایل تلفنی عمومی را فراهم می آورد. در كامپیوترهای شخصی، افراد اغلب از مودم برای تبدیل برنامه ها و داده ها از یك كامپیوتر به كامپیوتر دیگر و دسترسی مستقیم به سرویسهای اطلاعاتی استفاده می كنند.

تك نگاشت: Monograph

رساله ای منظم و کامل درباره یک موضوع یا یک فرد خاص که در آن معمولاً به جزئیات بیشتر توجه شده است. تک نگاشت ها معمولاً در قالب یک فروست (Series) چاپ می شوند. مثلاً تک نگاشت های مربوط به روستاهای مختلف از نظر فهرستنویسی هر آنچه که پیایند نباشد.

ماهنامه: Monthly (Noun)

نشریه ای ادواری که ماهی یکبار منتشر شود، با امکان عدم انتشار در ماههای معینی از سال. ماهانه (صفت)

موسیقی متن: Mood music

شکلی از موسیقی است که برای ایجاد حالت های درخواستی دلخواه، بالابردن تاثیر صحنه مورد نظر یا برانگیختن احساس در بیننده بر روی فیلم یا داستان تلویزیونی بكار برده می شود.

سینما: Motion picture

فیلمی با صدا یا بدون صدا حاوی یك سلسله تصویر كه وقتی به وسیله دستگاه مخصوص روی پرده انداخته می شود تصویر حركت را القاء می كند. فیلم ها ممكن است به شكل حلقه یا كارتریج باشند.

رسانه های دیداری - شنیداری متحرك: Movable audio_Visual media*

ویژگی این گروه از رسانه های دیداری - شنیداری القای توهم حركت است. اعضای این گروه عبارتند از : الف. فیلم متحرك. ب. تلویزیون. ج. ویدیو. د. رایانه.

فیلم سینمایی: Movie

فیلمی با داستانی پیوسته که معمولاً 90 دقیقه یا بیشتر می باشد و برای نمایش بر پرده عریض سینما در نظر گرفته می شود و در این نوع فیلم از نماهای باز و عمومی بیشتر استفاده می شود.

فیلم سینمایی: Movie

برنامه ای که با معیارهای سینمایی و برای اکران در سینما ساخته شده و مدت زمان آن از 75 دقیقه بیشتر است.

موویلا (میز مونتاژ): Moviola

میز مخصوص تدوین فیلم كه متصدی برش و یا تدوین فیلم پشت آن می نشیند، فیلم بر صفحه ی كوچكی (حدود یك تلویزیون كوچك) ظاهر می شود و تصویر را می شود نگهداشت به عقب و یا جلو برد و حركت آنرا سریع كرد و هر جا لازم بود روی نوار فیلم را علامت گذاشت و همانجا یا بعداً برید. نوار صدا هم جداگانه روی همین میز حركت می كند و می توان مقارن با تصویر و یا جدا از آن تدوین شود.

مولتی مدیا (چند رسانه یی): Multimedia

اطلاعات حاصل از تركیب انواع مواد، مانند تصاویر متحرك، منابع دیداری، تصاویر ثابت، تصاویر گرافیكی، نقاشی متحرك، متن و غیره.

موسیقی: Music

موسیقی واژه ای است برگرفته از (Mousika) یونانی و مشتق از كلمه (Muse) نام یكی از نه الهه حافظ شعر و هنرهای یونان باستان است (حاشیه دكتر معین برهانی) بعضی از ماخذ موسیقی را لفظی سریانی ثبت كرده اند (رساله مصطلحات/ فهرست/ 229).

موسیقی: Music

موزیك، موسیقی، هنر و علم بیان اصوات. «موسیقی مشتق از كلمه یونانی Muse [نام یكی از نه تن الهه كه طبق عقاید یونانیان قدیم حافظ شعر و هنرهای زیبا بوده اند و ایضاً به معنی قدرت (یا فن) هنری آنان.] به مفهوم بشری، می توان آن را «هنر اصوات» گفت. منصوری، پرویز - چگونه از موسیقی لذت ببریم.

نوار موسیقی: Music Track

نوار یا باندی كه روی آن فقط موسیقی فیلم ضبط می شود و بعداً با نوار گفتگوها Dialogues و نوار صدای متفرقه Sound Effects تركیب mix می شود و تشكیل نوار صوتی واحد فیلم Sound Track را می دهد.

حماسی: Myth

نوعی داستان که جزو میراث ادبی یک کشور به شمار می رود و دربردارنده عناصر مافوق طبیعی است که سینه به سینه نقل شده و ریشه آن معلوم نیست.